...

 
مدت‌هاست که وقتی از سینما بیرون میام، نظری ندارم جز... «این چی بود؟؟!!» و «بچه‌های ابدی» هم از این قائده مستثنی نبود.
فیلم، سعی می‌کرد پیامی در راستای توجه به بچه‌های مبتلا به سندرم‌دان، دیدن توانمندی‌هاشون و کمک به ورودشون به اجتماع داشته باشه.
تنها نکته جالب فیلم، خانواده‌ای بود که پشت ما نشسته بودند. یک خانواده پرجمعیت که همه‌شون به زبان ترکی با هم صحبت می‌کردند. اونقدر با احساس فیلم و وقایع بی‌مزه اون رو دنبال می‌کردند و هیجان‌زده می‌شدند که آدم به هیجان میومد.
 
پ.ن: حالا حواست هست؟!...
پ.ن: من، هم‌زادم رو دوست دارم!
 

/ 8 نظر / 6 بازدید
فرزانه

هم‌زاد! چقدر برام آشناست... اما ديگه ازش خبري نيست! نه؟ (كاش لااقل چراشو بهم مي‌گفتي!)

اميرعلي

سلام عليكم! شما سينما هم مي ريد؟؟؟ با اين ياس فيلسوفانه من فكر كردم تارك دنيا شديد!!! پس معلومه اينقدرها هم كه مي گيدددد حالتون بد نيستهااا!! يا علي مدد!

دريا

حالِ بد؟!

انوشه

تا حالا دوبار شده که من تصميم گرفتم برم فيلمی رو ببينم و امودم به تو سر زدم و از اونجاييکه می شناسمت وقتی از فيلمی خوشت نياد من هم ديگه به خودم زحمت نمی دم. اين ضرر سينمای ايران رو بايد جبران کنی ها!

دانیال

این حاصیت فیلمهای پوران درخشنده هست که همیشه یه خانواده که زیادی فیلم رو جدی گرفتن توی سالن موجود میباشن قبول نداری از فراسو بپرس...خاطره دیدن رویای خیس هنوز زیر زبونمونه ...

سخت گير

با وجود عدم رعايت فاصله مجازی من بودما!

سخت گير

من که فيلم جديد نديدم. اما ساعت شنی تنها ارتباطيه که با دنيای درام دارم اين روزا. بی دش پرانتز باز