از اين سپس من و مستی و وضع بی‌خبری...

   
بعد از مدتها نوشتیم و همه‌اش پرید...
با این سردرد نه حس دوباره نوشتن هست و نه مجالش...
بگذریم...
   
به لطف دوست عزیزی و این فیلم قاعده بازی امروز کلی خندیدم... خیلی خوش گذشت... مرسی... 08.gif
  
دیشب بدجور بوی پاییز می‌زد... دلم بارون می‌خواست، هرچند امروز یه نم بارون اومد اما این کجا و آن کجا؟!
  

/ 9 نظر / 7 بازدید
انوشه

سلام متولد ماه مهر. پاييز نزديکه! فيلمش خوب بود؟

انوشه

سلام دوباره؟ زينب کجاست؟ کي رفت؟ چرا؟ . هزاران سوال ديگر..... جواب بده بهم.

گاو مشتی حسن

بارون اومد؟ من اصلا نفهميدم دلم لک زده که يه بارون شديد بيادُ برم با يه شلوار جين و يه تی شرت يه ساعت زير لارون قدم بزنم... (فکرشو بکن...يه گاو با شلوار لی!!)

زينب

ما که شورينگ داشتيم جای شما خالی

من

کاش بدونی ماتم دنیا بی تو فقط گریه میخواد کی میدونه این حسرتا چه کرده با روز و شبام از این گریه چه میدونی نه دردمی نه درمونی تو زندگیم یه دنیایی یه کابوسم یه رویایی یه پاییزم ... تو بهاری من یه مرداب... تو دریایی

سميه

چه وبلاگ سياهي داري؟!

سخت گير

به من:

سخت گير

پاستيل!