...

 
تنها
اگر دمی
کوتاه آیم از تکرارِ این پیش‌پاافتاده‌ترین سخن که «دوست‌ات می‌دارم»
چون تندیسی بی‌ثبات بر پایه‌های ماسه
به خاک در می‌غلتی
و پیش از آنکه لطمه‌ی درد درهم‌ات شکند
به سکوت می‌پیوندی.
پس، از تو چه خواهد ماند
چون من بگذرم؟
تعویذ ناگزیر تدوام تو
تنها
تکرار «دوست‌ات می‌دارم» است؟
با این همه
بغض‌ام اگر بترکد...
نه
پرّ کاهی حتی بر آب بنخواهد رفت
می‌دانم! (شاملو)
 

/ 2 نظر / 10 بازدید
آرمان

سلام. خوبی؟ نميايی اونورا متحد؟ قهری ؟ حالا اينا که شاملو گفته و تو نوشتی يعنی چی؟ خانم اجازه ! ما نفهميديم.

مژده

خیلی جالب بود نشنیده بودمش.