...

 
در وصل هم ز عشق تو اى گل در آتشم
عاشق نمي‌شوى كه ببينى چه مي‌كشم
با عقل آب عشق به يك جو نمي‌رود
بيچاره من كه ساخته از آب و آتشم
...
 
پ.ن: با سریال شهریار خیلی حال می‌کنم... غزل‌هاش واقعاْ آدم رو سِحر می‌کنه...
پ.ن: عزاداری شماتيک، آری يا خير؟! مساله اين است!
پ.ن: یه کتاب جدید AC بهم داده، روزها خودش رو می‌خونم، شب‌ها هم خوابش رو می‌بینم!
 

/ 16 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
zeinab

khoobi?

سميه

مرسي از اين كه اومدي حضورت خيلي دگرم كننده بود. و ممنون از كتابت احتمالاً شبها خوابش را خواهم ديد.

دريا

به سخت‌گير: با تو نبودم که! با انوشه بودم!

امير

شاد باشی به حقيقت تا ابد.

امير

خيلی وقته نيستی مثل خودم البته.

طاهره

منم وقتی می نوشتمش به یاد تو بودم

دانیال

برعکس من اصلا از این سریال خوشم نمی یاد ... شدیدا صدا سیمایی ساخته شده ... سکانس های کش دار ... بازی های مصنوعی ... میزانسن های ساده ... این شهریار مفنگی معتادم فیلم ساختن داره اووووخی دلم خنک شد یه کم فحش رکیک دادم

سخت‌گير

آزادي=برابري

دريا

به دانيال: هرکس نظر خودش رو داره! :|