...

 
زندگی خیلی سریع حرکت می‌کند. با یک ماجرا در یک ثانیه ما را از بهشت به جهنم می‌رساند...
 
(و یا برعکس!)
گاهی به‌سادگی آسان‌ها سخت و سخت‌ها آسان می‌شود.
 
پ.ن: دلم کوه می‌خواد... کوهنوردی تو برف...
 

/ 5 نظر / 6 بازدید
بچه خارجی

نمی ياييد ديگه!!! وگرنه ...

گاو مشتی حسن

اين يه ثانيه بد رو دلم سنگينی ميکنه...يه ثانيه ای بود که بايد ميرفتم بيرون ولی موندم تو... فکر کنم جهنمی شدم

سميه

من پايه ام براي كوه با جمعه چطوري؟

آرش

ساعت گیج زمان در شب عمر می زند پی در پی زنگ. زهر این فکر که این دم گذر است می شود نقش به دیوار رگ هستی من. لحظه ام پر شده از لذت یا به زنگار غمی آلوده است. لیک چون باید این دم گذرد، پس اگر می گریم گریه ام بی ثمر است. و اگر می خندم خنده ام بیهوده است. دنگ...، دنگ .... لحظه ها می گذرد. آنچه بگذشت ، نمی آید باز. قصه ای هست که هرگز دیگر نتواند شد آغاز. مثل این است که یک پرسش بی پاسخ بر لب سر زمان ماسیده است. تند برمی خیزم تا به دیوار همین لحظه که در آن همه چیز رنگ لذت دارد ، آویزم، آنچه می ماند از این جهد به جای : خنده لحظه پنهان شده از چشمانم. و آنچه بر پیکر او می ماند: نقش انگشتانم.

سخت‌گير

آزادي= برابرييييييييييييييييييييييي!